به احتمال خیلی زیاد شما همراه عزیز به خوبی میدانید برای موفقیت و پیشرفت باید حتما باورهای منفی را پاکسازی کرد. و این موضوعی است که بارها و بارها در سمینارهای موفقیت، کتابهای رشد فردی و دوره های آموزشی تکرار می شود. که شما باید باورهای منفی خود را شناسایی و بعد آنها را پاک کنید. ولی سوال مهم این است که ریشه باورهای منفی کجاست؟ آنها از کجا، چطور و چرا در ما نفوذ کرده اند. این همان سوالی است که کمتر کسی به آن توجه میکند و اتفاقا پیدا کردن پاسخ این سوال تاثیر مثبت زیادی در تغییر باورهای منفی دارد.

لطفا قبل از اینکه ادامه دهید خودتان به این سوال پاسخ دهید که فکر میکنید ریشه باورهای منفی از کجاست؟

ریشه باورهای منفی

ریشه باورهای منفی دقیقا مثل فرآیند اعتیاد است

به نظر شما چرا افراد معتاد به مواد مخدر و یا مواردی مشابه آن می شوند؟ آیا آنها واقعا نمی دانند اعتیاد به شدت به آنها ضرر میرساند؟ جواب این است که آنها میدانند. ولی خود را در موقعیتی قرار میدهند که آن مواد تسکین دهنده درد آنهاست و یا به آنها حال خوبی میدهد و به همین دلیل فراموش میکنند که آن مواد مضر هستند. در واقع روند اعتیاد معمولا به این صورت است که شخص در سختیهای زندگی خودش را خیلی ضعیف می داند و تحمل آن فشار و درد را ندارد. و به همین علت خود را شدیدا محتاج آرامش می یابد و…

در واقع بدن و مغز ما یک کارخانه بسیار بزرگ و حیرت آور است که در همه شرایط جوری خودش را تطبیق میدهد و تغییر میکند تا ما بتوانیم به زندگی طبیعی خود ادامه دهیم. و این یعنی بدن ما توانایی این را دارد تا هورمونها و مواد شمیایی لازم را در خود بسازد و آزاد کند تا ما احساس درد کمتری کنیم و یا مثلا شادتر و خلاقتر شویم و… ولی موضوعی که پیش می آید این است که عده ای تحمل نمیکنند تا بدن خودشان راه حل اصلی و طبیعی را پیدا کند و به خاطر کمبود تحملشان سریعا یک مسکن و حس خوب از بیرون را میخواهند که اینجا جایی است که مواد مخدر وارد صحنه می شوند. در واقع آنها در ابتدا خود را خوب نشان میدهند ولی در ادامه آسیبهای بزرگ خود را وارد میکنند.

از کجا یک باور منفی وارد ذهنیت انسان می شود و چرا

همانطور که در بخش بالا توضیح داده شد درباره اعتیاد دو عامل اثرگذار است. یکی اینکه شخص تحمل کمی دارد و نمیداند میتواند از آن شرایط سخت از راه درست بیرون بیاید و دوم اینکه مواد مخدر در ابتدا خود را خوب و مفید نشان می دهد. و حالا همین حالت در مسیر آلوده شدن ما به باورهای منفی اتفاق افتاده و همچنان هم می افتد. یعنی انسانها نمی دانند که خارق العاده خلق شده اند، نمیدانند هر مسئله ای راه حلی دارد، نمی دانند خیلی فراتر از آنچه که فعلا از خودشان میبینند هستند و یا اینکه اتصال با خدای بزرگ خودشان ندارند.

بنابراین در تغییر و تحولهای زندگی و مسیر حرکتشان وقتی با شرایط نامطلوب و سخت رو به رو می شوند خود را کوچک میبینند و آن مسئله را بسیار بزرگ، این حالت در آنها ایجاد درد و رنج می کند و چون تحمل این وضعیت برایشان سخت است طبیعتا به دنبال یک مسکن میگردنند که اینجا همان مرحله پذیرش باورهای منفی است.

ریشه باورهای منفی

ریشه باورهای منفی در مورد کسی که روابط اشتباهی را تجربه می کند

به عنوان مثال به شخصی نگاه می کنیم که باور غلط و منفی او این است که همه انسانها بد و سواستفاده کن هستند. کاملا مشخص است که این باور به ضرر شخص است ولی چرا او این باور را پذیرفته است؟ برای روشن شدن این موضوع به عقب برمیگردیم و سابقه او را می بینیم. او در ابتدا وارد رابطه ای شد که شدیدا به شخص مقابل خود اعتماد کرد و وابسته او شد. زیراکه نمی دانست قوانین روابط موفق چیست و نتوانست رهبر خوبی برای احساساتش باشد. و شخص مقابلش او را ترک کرد و او شدیدا احساس دلشکستگی و درد میکرد.

در این مرحله به جای اینکه با صبر و تسلط بر خودش به موضوع نگاه کند تا در آن دوران طلایی درس مهمی را یادبگیرد و در روابط بعدی بسیار بهتر ظاهر شود او با بیقراری و همان نگاه محدود به خودش و دنیا به دنبال یک مسکن بود. و آن تسکین دهنده همان باور منفی و غلط است که می گوید “همه انسانها بد و سواستفاده کن هستند” و این ایده و دیدگاه (زیرا همه باورها در ابتدا فقط یک فکر و دیدگاه هستند) در آن زمان خودش را خوب نشان داد و کم کم باعث اعتیاد و تشکیل یک باور در این شخص شد.

ریشه باورهای منفی در مورد کسی که از لحاظ مالی در سختی است

یکی دیگر از موارد بسیار مهم که از آن به عنوان مثالی برای شناسایی و شناخت ریشه باورهای منفی می شود استفاده کرد در باورهای غلط مربوط به پول و درآمد است. به عنوان مثالی دیگر به شخصی نگاه می کنیم که به دنبال کسب درآمد بیشتر است ولی چون راه روش صحیح آن را نمی داند و هنوز به اندازه کافی قوی نشده و آموزش ندیده در اولین اقدام خود به نتیجه نامطلوب میرسد. و باز همان اتفاق تکراری می افتد که می خواهد سریعا درد خود را تسکین دهد بنابراین این ایده را می پذیرد که “دنیا برپایه عدالت نیست و پول فقط برای افرادی خاص است” و این فکر به او کمی آرامش میدهد. و یا مثلا “پول کافی در دنیا وجود ندارد که همه با آن بتوانند ثروتمند شوند”

با کمی فکر درباره این نوع باورها خواهید دید که ریشه باورهای منفی همگی از همینجا هستند. دیدگاه و فکری که در شرایط سخت کمی آرامش می دهد و بعد شخص را به خود معتاد و نیازمند میکند.

بعد از شناسایی باورهای منفی آیا آنها به راحتی پاک می شوند؟

اعتیاد ما به باورهای منفی مثل یک بدهی است. این بدهی همان حال خوب اولیه ای بود که در آن شرایط سخت به ما دادند و ما را وابسته خودشان کردند. قطعا زمانی که میخواهیم از آنها جدا شویم کار ما راحت نخواهد بود و آنها در ما تولید درد و سختی می کنند. و این مکانیزمی هست که آنها میخواهند با استفاده از آن همچنان در وجود ما باقی بمانند. و به همین علت است که افراد بارها و بارها تلاش میکنند تا باورهای منفی خود را پاکسازی کنند ولی نمی توانند. چون در واقع نمی دانند روند پاکسازی باورهای منفی به چه صورت است.

قطعا در پاکسازی باورهای منفی ما با شرایطی سخت رو به رو می شویم ولی خبر خوب این است که این شرایط به هیچ عنوان پایدار نیستند و موقتند. بنابراین با صبر و کنترل صحیح توجه خود می توانیم آنها را از وجودمان بیرون کنیم. یعنی اگر برای مدتی مناسب به هیچ عنوان به سمت آن باورهای منفی برنگردیم هرچند که به شدت میخواهیم دوباره به آنها پناه ببریم و کمی آرام بگیریم، سپس خواهیم دید آن باور منفی در حال ناپدید شدن است و باور مخالف آن که مثبت است در حال پررنگ شدن.

لطفا برای درک بهتر موضوع ویدئوی آموزشی “ریشه باورهای منفی از کجاست” را تماشا کنید.

Subscribe
Notify of
guest
2 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
Mareiya
Mareiya
2 months ago

با درود سلام خدمت شما بسیار بسیار عالی سپاس خدای جهانیان رو که من رو با سایت شما اشنا کرد.

محسن
محسن
4 months ago

سلام و درود بر شما استاد بزرگوار. من چند وقتی هست ویدیو های شما رو در یوتیوب دنبال میکنم. مطالبی که ارائه میدین بسیار هوشمندانه و کاربردی هستن و سطح برنامه هاتون فوق العاده بالاست. این ویدیو برای من خیلی آموزنده بود و از این بابت ازتون ممنونم. ولی یک مشکل منو حل نکرد و اونم این که چطوری افکار منفی برخلاف میل باطنی من در مغزم ایجاد میشه. شما در این ویدیو باور های منفی رو اشاره کردیبن ولی افکار منفی چطور بوجود میان و چطور میشه اون ها رو حذف کرد. مثلا زمانیکه که من تصویر سازی ذهنی می کنم و در تصویر سازی ذهنی سوار بر ماشین مورد علاقه ام هستم تصادف می کنم. و یا در تصویر سازی ذهنی خونه ی مورد علاقه ای می بینیم که همسایه بسیار بدی دارم یا فرهنگ آپارتمان نشینی رو رعایت نم یکنن. این موارد رو چظور میشه از بین برد؟ واقعا احساس کلافگی بهم دست میده و واقعا ریشه این افکار رو نم یدونم از کجاست و چطور میشه مدیریتش کرد.
ممنون میشم به سئوال من پاسخ بدین.