آیا سرنوشت ما در دستان خودمان است یا اینکه خداوند آن را تعیین کرده؟

موضوع سرنوشت یک سوال بسیار مهم و کلیدی در ذهن انسان است. سوال مهم این است که آیا سرنوشت من به دست خودم و با انتخابهای خودم رقم می خورد و یا اینکه خدا آن را از قبل برایم تعیین کرده است و من هیچ چاره ای جز رسیدن به آن ندارم؟ و پاسخ این سوال بنیادین و مهم، تعیین کننده نتایج ما خواهد بود. چون اگر باور داشته باشید که خدا این کار را از قبل کرده و شما محکوم به همان سرنوشت هستید شما خود به خود به همان سمت و نتایج هم کشیده خواهید شد. که البته در اینجا منظور ما سرنوشت و سرانجامی هست که خودمان اصلا آن را نمی خواهیم ولی باور کرده ایم که محکوم به آن هستیم.

حالا دوباره به سوال اصلی برمی گردیم… آیا من خودم سرنوشتم را تعیین می کنم و یا اینکه خدا آن را از قبل برایم تعیین کرده است؟

سرنوشت

سرنوشت را خودم تعیین می کنم یا خدا؟

جواب این سوال این است که هر دو. شاید در ابتدا خنده دار یا مبهم باشد که چطور سرنوشت من هم به دست خودم تعیین می شود و هم به دست خداوند. ولی با شناخت بیشتر در این زمینه زیبایی بینظیر آن را خواهیم دید که چقدر همه قوانین و اصول در دنیای ما به حق و پر معنی هستند.

ابتدا اجازه دهید از اینجا شروع کنیم که تمام نتایج ما در زندگی، چه خوب و چه بد، صد در صد و کاملا به خود ما و انتخابهای لحظه به لحظه ما بستگی دارد. پس سرنوشت ما، که در واقع برآیند این نتایج است، هم کاملا به خود ما مرتبط است. بصورت خیلی ساده و طبق قانون جذب که می گوید مشابه مشابه را جذب می کند یعنی اگر من به دنبال خوبی بوده باشم به خوبی می رسم و اگر به دنبال بدی بوده باشم به بدی خواهم رسید. ولی از طرفی دیگر خداوند هم از قبل سرنوشت من را تعیین کرده است که فهم این بخش جواب بسیاری از سوالها را برطرف می کند.

خدا واقعا چیست؟ و چه معنایی درون آن است؟

به ریشه کلمه خدا لطفا دقت کنید. در یکی از حالات می گوید “خود آ “ یعنی به خود آ یا به خود بیا که نشان دهنده جایگاه خداوند درون خودمان است (در قران هم گفته شده خدا از رگ گردن هم به ما نزدیکتر است). در یکی از حالات دیگر بیانگر به خود متکی بودن است؛ چون خودی است که تکیه به “آ” ی خود دارد و نیازمند چیزی از بیرون خود نیست. و در حالت سوم کلمه خدا بیانگر “خودی” بودن است یعنی به هیچ عنوان غریبه نیست و کاملا خودی خودی است. حالا اگر کمی با دقت به این سه معنی دقت کنید ارتباط خیلی قوی و محکمی بین آنها می بینید که ارتباط بسیار زیبایی با موضوع سرنوشت ما دارد.

آیا خدایی که کاملا خودی بوده و هست سرنوشت ما را چیزی جدای از آنچه که خودمان می خواهیم انتخاب می کند؟ مسلما نه… چون اگر او این کار را بکند دیگر به هیچ عنوان نمی تواند نزدیک به ما و خودی باشد. و شما اینجا متوجه دلیل ناراحتی و حس بد افرادی می شوید که می فهمند سرنوشتشان را خدا از قبل انتخاب کرده است. چون آنها خداوند را به هیچ عنوان از خود نمی دانند و به اشتباه بر این باور هستند که خدا موجودی است جدای از آنها که با قدرتی بسیار بصورت سلیقه ای برای هر کس سرنوشتی انتخاب کرده است که حال به این دسته سرنوشت بدی داده شده است. در حالیکه نتایج بد آنها هرگز ربطی به تعیین سرنوشت آنها توسط خدا ندارد. بلکه مرتبط با دیدگاه غلط آنهاست که به دنبال آن خودشان نتایج بد را می پذیرند و باور می کنند. که در مباحث قبلی توضیح دادیم هرآنچه که باور شود واقعی هم خواهد شد.

 یکی از همین دیدگاه های غلط پذیرش این موضوع است که خدایی غیر خودی آنها را محکوم به سرنوشتی کرده که خودشان آن را نمی خواهند.

آیا هرآنچه که من در هر زمان و در هر لحظه می خواهم همان خواست خداوند است؟

در قسمت بالا وقتی از این صحبت کردیم که خداوند خودی است و برای ما چیزی مخالف آنچه خودمان می خواهیم نمی خواهد این برداشت ممکن است پیش بیاید که پس من هر چه که می خواهم خدا هم همان را می خواهد. که اینجا باید بگوییم اینطور نیست و دوباره شناخت خداوند به ما کمک می کند این موضوع زیبا را هم درک کنیم.

می توانیم اینطور بگوییم و مثال بزنیم که خداوند آن نسخه ای از خود ماست که صاحب همه چیز است. یعنی صاحب قدرت بی انتها، زیبایی، کمال، ثروت، حق و عدالت، جاودانگی، حکمت، بی نیازی، عشق و… که با کمی دقت متوجه می شویم تمام خواسته ها و آرزوهای ما هم در درونشان این صفات هستند و در واقع ما به دنبال آرزوهای خود می رویم. چون به صورت ذاتی کشش و جذب به این ویژگیها داریم.

در واقع هدف اصلی ما و آنجایی که تمام آرزوها و اهداف ما وجود دارد نزدیکی و رسیدن به خداست. مثل حالتی که شما مثلا شخصی با 50 سال سن هستید صاحب قدرت و ثروت و صاحب فرزندی می شوید که دقیقا خودتان هستید در 50 سال قبلتان. یعنی از شما دو نسخه وجود دارد که یکی پنجاه ساله قوی و ثروتمند و دیگری کوچک و ضعیف. آن فرزند خواسته ای که دارد رسیدن به قدرت و ثروت است و شما هم راهنمای او هستید و به او راه را نشان می دهید. در واقع شما سرنوشت آن فرزند هستید. و آنچه که برای او خواسته اید همانی است که خودش قلبا می خواهد. ولی موضوع اینجاست که در بسیاری از مواقع آن فرزند بخاطر داشتن دید بسیار محدودتری نسبت به شما و همچنین قدرت اختیار و انتخاب می تواند به مسیرهای دیگری برود که از دید شما که خود بزرگتر او هستید اشتباه هستند ولی از دید خودش در آن لحظه کاملا درست به نظر می رسند. و این همان جایی است که ما احساس می کنیم در بعضی مواقع که نیرویی بزرگتر از ما در درونمان برای رفتن به بعضی از مسیرها مقاومت ایجاد می کند و اجازه نمی دهد. و از آن طرف ما را به راه دیگری می کشاند و سوق می دهد که بعدا متوجه می شویم خواسته قلبی ما هم همانجا بوده.

آیا من محکوم به سرنوشتی هستم که خدا برایم تعیین کرده است؟

سرنوشت

جواب این است که “هرگز”. ما با قدرت اختیار و انتخاب خود می توانیم به سمت هر آنچه که می خواهیم حرکت کنیم و آن را هم بدست آوریم. ولی از آنجائیکه هدف اصلی فقط و فقط رسیدن و نزدیکی به خداست چون فقط آنجاست که تمام آرزوهای ما به حقیقت می پیوندد، اگر ما به کمتر از آن رسیده باشیم قطعا پشیمان خواهیم شد. چون متوجه می شویم که گنجایش بیشتر از آن چیزی که بدست آورده ایم را داشته ایم.

لطفا برای درک بهتر موضوع به فایل صوتی سرنوشت گوش دهید

راز

حجم فایل: 15 MB

صفحات اجتماعی

اینستاگرام