غم و اندوه همیشه گناهی بزرگ بوده و هست. باور غلطی که ناشی از عدم شناخت نسبت به قوانین خداوند و دنیا است به شما می گوید خوشحالی یعنی با شیطان همراه شدن و اگر می خواهید به خدا برسید باید در رنج و غم باشید. در حالیکه کاملا خلاف این موضوع درست است و شما هرچقدر ترس و غم و اندوه کمتری داشته باشید به خدا نزدیکتر هستید و آن وقت است که شما مومن هستید و نه از چیزی می ترسید و نه غمگین می شوید.

حال برای اینکه به این موضوع بپردازیم که چرا غم و اندوه گناه است می بایست اول خود گناه را بشناسیم و ببینیم دقیقا در بطن گناه چیست. چون در بسیاری از اوقات ما فقط و فقط بخاطر اینکه از قدیم نسل به نسل خیلی ها کاری را گناه دانسته اند آن را گناه می دانیم و هرگز از خود دلیل مطمئنی برای آن نداریم. اینجا استفاده نکردن از رسول باطنی یا همان تفکر ما که پیام رسان اصلی خداوند در وجود ماست خودش گناهی بزرگ است و قطعا نتیجه منفی داشته و دارد.

غم و اندوه

در بطن گناه چیست و چطور می توان گناه واقعی یا حلال و حرام را شناخت

همانطور که در بالا اشاره شد وظیفه اصلی ما استفاده از تفکر یا همان رسول باطنی است. زیرا حقایق دست اول از آنجا به ما منتقل می شود. حالا اگر کسی از این گنج درونی استفاده نکند عده ای سلطه گر عقاید پلید خود را به جای کلام خدا و حقایق به آنها القا می کنند تا آنها را برده خود کنند. استدلال آنها در بیشتر اوقات برای حلال و حرام اعلام کردن چیزی این است که خداوند بسیار عظیم و بزرگ است و شما (مردم عادی) توانایی درک آن را ندارید و ما (همان عده ای که هدفشان برده کردن بقیه مردم است) باید حقایق را به شما بگوییم. بنابراین اولین قدم آنها کور کردن قدرت تفکر و یا همان رسول باطنی است. (البته باید اضافه کنیم که همه این افراد سلطه گر نیستند و هستند کسانی که خالصانه حقیقتی را که پیدا کرده اند به بقیه می گویند.)

حالا اگر بخواهیم واقعا بدانیم چه چیزی گناه است باید اینطور توضیح دهیم که هر آنچه که روح صدمه زدن به خود و یا دیگری را داشته باشد گناه است. و علت هم این است که همه ما در هر جای دنیا به هم متصل و عضو یک کل واحد هستیم. و هر عملی که به خود و دیگری صدمه بزند گناه است چون به آن کل واحد صدمه می زند. به عنوان مثال اعضای یک خانواده را در نظر بگیرید. اگر پدر خانواده به خودش آسیبی بزند همه خانواده به نوعی آن را تحمل خواهند کرد. و اگر او مثلا به یکی از فرزندان هم آسیبی برساند باز هم همه رنج آن را خواهند کشید، چون آنها به هم متصل هستند.

حال با شناخت مفهوم گناه، چرا داشتن غم و اندوه گناه است؟

در مباحث قانون جذب اشاره کردیم که احساس غالب ما شرایط مشابه آن را در زندگی ما و اطرافمان جذب و خلق می کند. حال کسی که در غم و اندوه است در حال خلق و جذب اتفاقات بد است. و خب روشن است که آن شرایط و اتفاقات بد به خود او و اطرافیانش صدمه می زند و در واقع یک فرد غمگین بار سنگینی بر دوش خودش و اطرافیان است.

ولی به سوال اصلی برسیم که چرا ما غمگین می شویم و راه رهایی از غم و اندوه چیست؟

در واقع ریشه اصلی غم و اندوه برای همه در همه جا محدود دیدن و دانستن خود و دنیاست. به عنوان مثال وقتی شما عمر خود، پول و ثروت، زیبایی ها، دارایی ها و لذتها را محدود می بینید غم و اندوه در شما شعله ور می شود. وقتی فکر می کنید چیزی را از دست داده اید و دیگر آن را ندارید و یا نخواهید داشت. در حالیکه حقیقت این است که هیچ محدودیتی و جود نداشته و ندارد.

محدود و بسته بودن دنیا و یا از بین رفتن چیزی دروغهایی بزرگ هستند

اگر شما با کمی دقت به هر چیزی نگاه کنید متوجه می شوید ابتدا و انتهایی برای آن وجود ندارد. مثلا شما ثروت را نمی توانید در جایی بیابید که قبل از آن نبوده باشد و یا همینطور در جایی که تمام شود و بعد از آن دیگر نباشد. درواقع قانون بقای انرژی که همه چیز را در دنیا شامل می شود و ما هم در بخش قانون جذب برخی از قوانین آن را اشاره کردیم می گوید انرژی از اول بوده و هست، هرگز از بین نمی رود بلکه فقط تغییر فرم و حالت می دهد (در واقع این بخشی از تعریف جاودانگی خداوند هم هست). به بیان ساده، این اصل مهم به ما می گوید شما هیچگاه آرزوها، لذتها، خود و خانواده ات را از دست نمی دهی و آنها برای همیشه بوده اند و از این به بعد هم خواهند بود و فقط در جریان جنب و جوش و حرکت دنیا و عالم از فرمی خارج و در فرمی دیگر وارد می شوند. ولی پایه و اساس غم و اندوه ما این است که به غلط باور می کنیم چیزی را که دوست داشتیم از دست داده ایم.

حس خوب و شادی چطور شما را به نتیجه دلخواه می رساند؟

غم و اندوه

فرض بگیریم شما همسر مورد علاقه خود را از دست داده اید. آن باور غلطی که درباره اش صحبت کردیم به شما اینطور می گوید که تو او را برای همیشه از دست داده ای. ولی دید وسیع شما می گوید او هرگز از بین نرفته و وجود دارد و طبق قانون دوباره به من برمی گردد. یعنی درست است که شما در ظاهر زندگی خود جای خالی او را می بینید ولی در باطن بی انتهای زندگی حضور همیشگی او را درک میکنید. حالا به یاد بیاورید که در آموزشهای قبلی خود گفته بودیم که همیشه مشابه مشابه خود را جذب می کند و آن همسر هم به شما حس خیلی خوبی می داده است. آیا حالا که او در ظاهر زندگی شما نیست و شما هم در غم و اندوه هستید به او خواهید رسید؟ جواب این است که چون احساس شما با حس آن چیزی که می خواهید با هم مخالف است از هم دور میمانید و به هم نمی رسید. در حالیکه آن وجود دارد ولی از شما دور است.

حالا حس خوب و شادی شما که از علم و شناخت شما ایجاد شده است باعث می شود اولا هیچ چیز خوبی از شما جدا نشود و دوم اینکه هر آنچه که شما دوست داشتید و از شما جدا شده سریعا به شما بازگردد (یا در همان فرم اولیه و یا در فرمی دیگر).

از هر چیز جفت آفریده شده است. حتی غم و اندوه و شادی و لذت

فراموش نکنیم همه چیز جفت آفریده شده است. یعنی غم و اندوه با ظاهری یکسان دارای دو باطن متفاوت است. مثلا کسی ممکن است گریه کند و در خودش فرو رود در حالیکه در حال سبک شدن و پی بردن به اشتباهاتش است. که این حالت اتفاقا خیلی هم خوب است و اصلا گناه نیست. و از طرف دیگر شادی و خوشحالی که باطنش کاملا مخرب است، مثلا با استفاده از قرصهای روانگردان. از طرف دیگر، از هر چیزی هم اصل وجود دارد و هم تقلبی و باید مراقب باشیم که آنها را با هم اشتباه نگیریم. در این بخش منظور ما از غم و اندوه آن حسی و حالتی بود که شما را ضعیف و درمانده می کند.

لطفا ویدئوی آموزشی گناه بودن غم و اندوه را تماشا کنید.

دانلود فایل صوتی این فیلم

حجم فایل: ۱۴ مگا بایت

تماشای این فیلم در یوتوب

اعلان
به من اعلان کن
guest
13 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
sloth hiking team

Keep on working, great job!

trackback

[…] چرا داشتن غم و اندوه در هر شرایطی گناه است. ( اینجا ) […]

مالک

سلام ممنون از لطف شما و سپاسگزارم بابت این همه اطلاعات درست و خوبی ک در اختیار ما قرار میدید. من چندتا سوال داشتم که از قبل برای شما نوشتم و فرستادم، ولی نمیدونم چرا سوال منو جواب نمیدین؟همیشه توی تصورات ذهنی خودم اینجوری باور داشتم که جواب سوال های منو سریع و خوب دادید. ولی انگار نتونستم قانون جذب رو خوب استفاده کنم.خواهش میکنم سوالهای منو جواب بدید.چون هیچ کسی نمیتونه مثل شما درست و دقیق جواب بده. ممنون میشم از لطفتون

عاطفه

سلام استاد من برادری دارم که خیلی گرفتار مشکلات زندگیشه هر وقت میبینمش اشفتگی رو تو درونش احساس میکنم خیلی دوست دارم که یکی از فایلهای شما رو براش بفرستم تا اونم قوانین جهان رو بفهمه و ازشون استفاده کنه ولی نمیدونم که کارم درسته یا نه اخه یه جایی خوندم که نوشته بود اونایی که تو این فرکانس باشن خودشون میان تو این مسیر و خدا هدایتشون میکنه بعضی اوقات فکر میکنم شاید اگه بشنوه هم اینارو باور نکنه و از طرفی نمیتونم ناراحتیش رو از شرایط زندگیش ببینم نمیدونم چیکار کنم و اینم میدونم که اون با این حال و افکارش فقط شرایط بدتری رو جذب میکنه و این منو خیلی نگران میکنه شما بگید چیکار کنم ممنون

Anonymous

Visitor Rating: 100/100

سعیده

سلام و خدا قوت
واقعا مطالبتوون عالین دستمریزاد بهتووون میگم
یه توضیح می خواستم درمورد زیارت عاشورا که توش از لعن هست از غم و اندوهی که به اهل بیتموون وارد شده
سند زیارت عاشورا رو هم گشتم و سند معتبری است
ممنون میشم اگه توضیحی در این مورد بهم بدید
آیا خواندنش ارتعاش غم اندوه رو می فرسته؟!

مهناز

سلام وقت بخیر
میشه لطفاراهنمایی کنید
من دچاریک خودآزاری ذهنی شدیدشدم
سال گذشته تابستان من مبلغی پول نقدحاصل سالهاتلاشمورویکجاکردم ومدت ۳ماه دنبال خونه گشتم امامورددلخواه پیدانکردم حالاهرچندوقت یادم میادوبشدت ناراحتم که چراسرمایم باطل شدوحالابااین تورم این پول ارزش نداره درحالیکه میشدخونه خوبی بخرم
خیییلی ناراحتم ونمیتونم خودموراصی کنم اطرافیان میگن روزیت نبوده امامیگم خدامیگه ازتوحرکت ازمن برکت چراپس موفق نشدم بااینهمه تلاشم چرا??؟؟
حالاکه درموردگناه هم مطلب خوندم عذاب وجدانم گرفتم

مهدی

خیلی ممنون به خاطر این که اینقد جهان و خدا رو زیبا درک کردین و دارین به مردم کمک میکنید تا به حس خوب ینی همون خدا برسن من ۲۰ سالمه و ۵ شش سال هست که دارم این فایلای موفقیت مثل استاد عباس منش و امیر شریفی و عرشیانفر و.. رو گوش میدم و خیلی وقته فهمیدم که فقط حس خوب رو میخوام فقط رابطه با خدا رو میخوام من ۲ سال پیش رابطم با خدا خیلی خیلی عالی بود جوری که هرشب آخرشب میرفتم تو کوچه باهاش حرف میزدم اشک میریختم خیلی بهم نشونه میداد از همه چی حتا ازطریق آهنگایی که گوش میدادم باهام حرف میزد و… تا این که وارد یه رابطه شدم با یه دختر که توی این دوسال بهم خیانت کرد افسرده شدم تا دم خودکشی رفتم ولی کم کم حسم خوب شد دوباره برگشت دوباره یه کارایی کرد جدا شدیم توی این ۲ سال چندین بار جدا شدیم و من حسم بد شد و نمیدونم چه امتحانی هست ینی خدا داره منو مدام با این امتحان میکنه که خودم بتونم حس خودمو خوب کنم الا فهمیدم من واغعن اون دخترو نمیخوام اصلن ولی چرا هردفعه من حسم خوب میشد دوباره این دختر برمیگشت ینی مدام برمیگشت تا من خودمو بشناسم تا بتونم خودم تصمیم جدی بگیرم که این دخترو نمیخوام میفمم اصلن الان که در بد ترین شرایطم هم اون دختر کارایی باهام کرده بدتر از خیانت و هم راهمو گم کردم و سردرگمم که آیندم قراره چی بشه نه انگیزه و نه هدفی انگار باری اولین باره که همه چیز خراب شده رو سرم هر دفعه که حالم بد میشد میگفتم این آخرین باره دوباره یه اتفاقی میوفتاد که بدتر از قبل و این دفعه دیگه آخرشه خیلی شرایطم بد شده قبلن که تلاش نمیکردم اصن حسم خوب بشه تا خودش به مرور زمان خوب میشد میگفتم خدایا خودت باید خوبش کنی ولی الا ینی این آخرین بار هایی که حالم بد میشه تلاش میکنم خودم حسمو خوب کنم تمرکزمو ببرم جای دیگه ولی سخته مثلن اینقد تلاش میکنم حسم خوب بشه خوب میشه توی شاید یه ساعت دوباره بد میشه وبرمیگرده حسم دوباره چندین و چندین ساعت تلاش میکنم تا خوب بشه دوباره همینجور برمیگرده یبار مثلن تا ۳ روز حالم خوب بود دوباره برگشت اصلن موندم واغعن خیلی سردر گمم به خودم میگم شاید چون من از خدا شادی واقعی و اون حس خوب رو خواسم و دیگه برام مهم نیس از چه راهی داره اینجوری بهم تضاد میده یا … نمیدونم خیلی سر درگمم
خواهشن بهم کمک کنید خواهشن
مرسی