طولانی شدن زمان رسیدن به نتیجه

دانش موفقیتدسته بندی: قانون جذبطولانی شدن زمان رسیدن به نتیجه
افسانه پرسیده شده در ۲ سال پیش
سلام جناب تقی زاده. خیلی ممنون از ویدیوهای رایگانی که گذاشتید، هم به کسانی که مایلن آشنا بشن با مباحث خیلی خوب و اصولی کمک می کنه و هم اینکه فضا و همون مداری رو که می گین خودتون در آموزش هاتون ایجاد می کنه برای کسانی که میخوان آشنا بشن و به نوعی غربالگری می کنه، هرکس نمی خواد هم با دیدن اونها تکلیفش روشن میشه. من راستش خودم در طول زندگیم همیشه دقت کردم و دیدم کلاً چیزهایی که میخوام تصویرش در ذهنم وجود داره، یعنی اساسا خودم تصویرسازی می کنم و سراغ همون چیزهایی که میخوام میرم. منظورم اینه که خودبخود این اتفاقه می افتاده و من تخیل قوی و حس قوی داشتم و پیگیر همون چیزها و تصویرساز همون چیزهایی بودم که می خواستم بدون اینکه دقیقاً بدونم دارم این کارو می کنم. ولی یه جایی تو زندگیم به این نتیجه رسیدم و دیدم که این کار رو می کنم. مسئله ام اینه که یکی دو بار پیش اومده برام که با وجود حس قوی و خوبی که داشتم و با وجودی که با تمام وجودم خواستار اون چیزی که می خواستم بودم و تصویرسازی (ناخودآگاه بدون اینکه بدونم، درست مثل چیزهایی که قبلا می خواستم) هم می کردم و حتی تلاش می کردم و شرایط اون چیزی رو ه می خواستم فراهم کردم هم، نشد که نشد. خودم به این نتیجه رسیدم که موقعش نبوده حالا، وقتش که برسه میشه… قبلاً یک بار برام پیش اومده بود که چیزی که خواسته بودم طول کشیده بود انجامش، تا به حدی که ناامید و دلگیر شده بودم از خدا، اما بعد شد و من مبهوت و حیرون بودم. این بار خیلی طولانی شد و خودم به این نتیجه رسیدم که شاید وقتش نیست. من چون واقعاً این خواسته رو دارم انرژیم کم نمیشه ولی حتی تو این حالت هم حفظ انرژی در سطح بالا برای یکی دو سال!! واقعاً سخته. البته من مدتی خواسته ام رو به همون دلیل که فکر کردم شاید الان وقتش نیست کمی به تعویق انداختم ولی دوباره هر چند وقت یک بار پیگیر میشم و عمیق میشم توش. میخوام نظر شما رو هم بدونم، فکر کردم شاید این بار آشنا شدن من با مقوله هایی که شما ازشون حرف می زنین و من تا به حال اونها رو سوءاستفادۀ عده ای از مباحث واقعی و علمی می دونستم بی معنی نباشه، بخصوص که دیدم به خوبی استدلال می کنید و تجربه هاتون عمیقند. من احساس نمی کنم که نیاز به آشنایی گسترده تر با مباحثی که مطرح کردید داشته باشم ولی گیر کارم رو نمی دونم. گفتم، میخوام نظر شما رو بدونم. من واقعاً معتقدم و در تمام زندگیم هم شاهد بودم که شرایط از مجراهای طبیعی باید فرصت رو برای انجام چیزی که میخوام فراهم کنه، و بخاطر همین جوش بیخود نمی زنم. می سپرم به کسی که کار رو می سازه و همیشه ازش خواستم، اما تو این مورد یه کم تو ذوقم خورده و حالم گرفته ست، حس می کنم زیادی پامو از گلیمم دراز کردم و فکرای اینطوری. خواهش می کنم نظرتون رو بهم بگید، آیا به نظر شما هم گاهی اوقات ممکنه اونچه در ذهنته زمان خیلی طولانی ببره تا عملی بشه، و تو این مدت وظیفه تو چیه؟ ببخشید که طولانی شد متن. تشکر مجدد

[kk-star-ratings align="right" reference="auto" valign="bottom"]